لطفا تا لود شدن کامل وب صبر کنید و به علت حجیم بودن تصاویر وب ما و دیر لود شدن آن حتما از اینترنت پر سرعت استفاده کنید........جهت لود سریع مطالب و تصاویر از مرورگر موزلا فری فوکس استفاده کنید.........این وب آماده تبادل لینک با کلیه وب سایتهای بهزیستی و توانبخشی و پزشکی و آموزشی خدماتی معلولین و جانبازان و همچنین مراکز ارائه دهنده خدمات و کلیه انجمن ها و کانون های حمایت کننده از معلولین و جانبازان با رعایت کلیه قوانین دولت جمهوری اسلامی ایران می باشد......ما آماده دریافت نظرات و انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم Please load the full site up and wait to be due to large images slow to load the site and be sure to use high-speed Internet ........ contents and images for fast loading of the browser to use Mozilla Fire Fox Ready ....... this site link exchange website with all welfare and rehabilitation services and medical and educational centers as well as disabled and veterans services and all associations and centers supporting the disabled and veterans in compliance with all laws Iran's government is ready ...... we get comments and feedback we hear from you ما آماده دریافت نظرات و انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ... پس با ارائه نظرات ارزنده خود راهنمای ما باشید



منظور از اهل‌بیت در آیة «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً»[1] چه كسانی هستند؟ شیعیان با چه دلیلی این آیه شریفه را به علی ابن ابیطالب، حسن ابن علی، حسین بن علی و فاطمه زهرا ـ رضی الله عنهم ـ اطلاق می‌كنند؟!

پاسخ:....


ادامه مطلب
طبقه بندی: دانستنیهای علمی و قرآنی، دانستنیهای پیامبران و امامان،
ارسال در تاریخ دوشنبه 24 آبان 1389 توسط حسین بیاری


قبرحضرت عباس(ع) نزدیك محل شهادتش كنار شریعه فرات است ، حضرت ابوالفضل(ع) لحظه شهادت سی و چهار سال سن داشت.
    حسین عمادزاده نویسنده متبحّری است كه رحلت نمودند، ایشان كتابی مخصوص حضرت عباس(ع) می نویسد و زمانیكه جناب عمادزاده به عتبات عالیات تشریف می برد خدّام مرقد حضرت ابوالفضل(ع) از دیدنشان (بخاطر كتابی كه راجع به حضرت عباس(ع) نوشته است) خوشحال می شوند لذا خدّام به او احترام زیادی می گذارند حتی به ایشان اجازه می دهند تا قبر حضرت را برای او باز كند و ایشان به زیر جایگاه تصریح حضرت بروند. خدّام می گفتند: جایگاه را فقط برای بزرگان باز می كنیم و این جایزه توست كه برای حضرت عباس(ع) زحمت كشیدی.
     وقتی عمادزاده به كنار قبر می رود چاله ای را كنار مرقد حضرت می بیند كه داخل چاله را آب گرفته است، عمادزاده از خدام می پرسد: چرا اینجا چاله ای است كه درونش را آب گرفته است؟ خدام گفتند: مرقدحضرت كنار فرات است و سطح زمین با آب زیاد فاصله ندارد لذا ما چاله ای كندیم تا داخل قبر را آب نگیرد. ببینید چقدر دردناك است چون حضرت زمان شهادت آب نخورند و آب هم تا كنار حضرت می آید ولی داخل قبر نمی تواند برود. سپس عمادزاده می گوید: حالا كه لطفی شامل حال من شده است، دو ركعت نماز هم كنار قبر حضرت بخوانم كه ركعت دوم در قنوت چشمم به مرقد حضرت افتاد، دیدم حضرت با وجود قد رشیدی كه داشته چقدر مرقد كوچكی دارد (مانند قبر طفلی می ماند) لا حول و لا قوه بالله العلی العظیم.
    نمی دانم این چه رابطه ای است كه بعد از قرنها ذكر كربلا، حضرت ابا عبدالله(ع) و اباالفضل العباس(ع) و ... اشك از رخسارمان سرازیر می گردد؛ وقتی دست میوه دل علی(ع) (وجود مقدس ابالفضل(ع)) را قطع می كنند، دشمنان جرأت می یابند و به سوی ایشان حمله می كنند، تیری به چشم مباركش می زنند و آقا دیگر نمی بیند، از طرفی هم دست ندارد كه تیر را بیرون بیاورد؛ زانوها و پاهایش را جمع می كند و تیر را از چشم خود خارج می كند، خون چشم آقا را فراگرفته است، جایی را نمی بیند، دشمنان به او شمشیر می زنند حضرت كه هیچوقت مولایش را برادر صدا نمی كرد فریاد می زند: یا اخا ادرك اخا لا یوم كیومك  یا ابا عبدالله(ع) ..



طبقه بندی: دانستنیهای پیامبران و امامان، دانستنیهای مکانهای مذهبی، دانستنیهای مشاهیر علمی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 24 آبان 1389 توسط حسین بیاری


ام البنین علیهاالسلام ؛ بانوی مردآفرین

 

مقدمه

سیزدهم جمادی الثانی، یادآور روزی غم انگیز است؛ روزی که در آن مادری فداکار و بانویی با عظمت از تبار دلاوران، به سوی معبود پر کشید. ام البنین، مادر پسرانِ علی علیه السلام ، بعد از عمری تلاش، شکیبایی و استقامتْ با اهدای چهار فرزند رشید به پیش گاه مولایش، حسین بن علی علیه السلام ، با دلی مالامال از محبت و عشق، راهی دیار دوست شد و در بقیع، آرام گاهِ خوبان، در جوار دیگر فرزند زهرا علیهاالسلام برای همیشه رحل اقامت افکند.

 

نام و مشخصات

نامش فاطمه و کنیه اش امُّ البنین (مادر پسران) است. پدرش حِزام، و مادرش ثمامه یا لیلاست. همسرش علی بن ابی طالب علیه السلام و فرزندانش عباس علیه السلام ، عبداللّه ، جعفر و عثمان هستند که هر چهار نفرْ در سرزمین کربلا و در رکاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند. آرام گاه وی در مدینه منوّره و قبرستان بقیع است.

 

ولادت ام البنین علیهاالسلام

در مورد تاریخ دقیق ولادت حضرت ام البنین اطلاعی در دست نیست و تاریخ نگارانْ سال ولادت او را ثبت نکرده اند، ولی یاد آور شده اند که تولد پسر بزرگ ایشان، حضرت ابوالفضل علیه السلام ، در سال 26 ق اتفاق افتاده است.

 

برخی از تاریخ نگارانْ زمان ولادت ایشان را در حدود پنج سال پس از هجرت تخمین می زنند.

 

بانویی از تبار دلاوران عرب

تاریخ گواهی می دهد که پدران و داییان حضرت ام البنین از....


ادامه مطلب
طبقه بندی: دانستنیهای پیامبران و امامان، دانستنیهای مشاهیر علمی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 24 آبان 1389 توسط حسین بیاری


حضرت علی - علیه السلام، بنابر امر الهی وسنت حسنه اسلامی، بر آن می شود که در بحران جوانی به کشتی زندگانی خود سکونت و آرامش بخشد. اما شخصیتی چون حضرت علی - علیه السلام هرگز در همسرگزینی به یک آرامش نسبی وموقت اکتفا نمی کند وآفاق دیگر زندگانی را از نظر دور نمی دارد. از این رو خواستار همسری می شود که از نظر ایمان وتقوی ودانش وبینش ونجابت واصالت، «کفو» وهمشان او باشد. چنین همسری جز دختر رسول خدا حضرت فاطمه زهرا - علیها السلام - که به همه خصوصیات او از هنگام تولد تا آن زمان کاملا آشنایی داشت، کسی دیگر نبود.

خواستگاران حضرت زهرا - علیها السلام

هنگامی که سن مبارک بتول عذرا  حضرت صدیقه طاهره  نه سال تمام شد. از اطراف و اکناف اهل مدینه و عظمای قبایل و روسای عشایر و صاحبان ثروت و مکنت به خواستگاری حضرت آمدند . عده ای از منافقین هم به خود این جرأت را دادند  که با کمال بی شرمی به خواستگاری ایشان بیایند.

هنگام خواستگاری بعضی از آنها  رسول اکرم ناراحت شدند و به عده ای از منافقین گفتند: من شما را رد نکردم بلکه خدا شما را رد کرده و امر فاطمه از جانب خداوند متعال معین می شود.

انان غافل از این بودند  که این گوهر گرانبها را خداوند در سایه عزت و حراست خود حفظ فرموده و او را در خور استعداد ابنا دنیا از ملوک و رعایا و ارباب فقر و غنا قرار نداده است؛ بلکه او را برای وصی پیامبر علی بن ابیطالب ذخیره فرموده است.

از امام حسین علیه السلام روایت شده که فرمودند:.....


ادامه مطلب
طبقه بندی: دانستنیهای پیامبران و امامان،
ارسال در تاریخ شنبه 22 آبان 1389 توسط حسین بیاری
«ما كانَ إِبْراهِیمُ یَهُودِیًّا وَ لا نَصْرانِیًّا وَ لكِنْ كانَ حَنِیفاً مُسْلِماً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِینَ»[1] از انبیای بزرگ الهی و اولوالعزم می‌باشد كه دارای كتاب آسمانی و دین حنیف و اسلام بوده است. یعنی دین اسلام، همان دین ابراهیم می‌باشد كه در آیات قرآن از جمله همین آیه، بدان تصریح شده است. «واتبع ملة ابراهیم حنیفاً»[2] و آیة «ملة ابیكم ابراهیم هو سمّكُمُ المسلمین من قبل...»[3] در قرآن آیات زیادی دربارة حضرت ابراهیم و سرگذشت و امتحانات آن حضرت آمده است و یكی از انبیای بزرگی است كه در قرآن از او تجلیل فراوان شده است و پیامبر اكرمـ صلّی الله علیه و آله ـ از نسل آن حضرت است و به بیان دیگر ائمه معصومین هم از نسل آن حضرت هستند، و همة آن‌ها از نسل‌های پاك به وجود آمده‌اند و هیچ گونه شرك و كفر و نفاق در وجود آن‌ها رخنه نداشته است چنان كه در زیارت وارث چنین می‌خوانیم «اشهد انك كنت نوراً فی الاصلاب الشامخه و الارحام المطهرة لم تُنجسك الجاهلیه بِاَنجاسِها و لم تُلبِسكَ من مدلهمات ثیابها...»[4] این زیارت امام حسین ـ علیه السّلام ـ) است كه به آن حضرت در این زیارت چنین ادای شهادت می‌كنیم كه شهادت می‌دهم تو ای امام نوری بودی در صلب‌های پاك و مطهر و در رَحِم پاك مادران پاك قرار گرفته‌ای و هیچ وقت شرك و كفر جاهلی تو را آلوده نساخته است ـ حاصل این‌كه تو امامی...


ادامه مطلب
طبقه بندی: دانستنیهای علمی و قرآنی، دانستنیهای پیامبران و امامان،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 20 آبان 1389 توسط حسین بیاری


این عکس را بطور اتفاقی در یکی از سایتهای نجومی در مقاله ای که در تاریخ  سوم آوریل 2009 یعنی  درست چند روز قبل پیش از این درج شده پیدا کردم و بی اختیار یاد یکی از علائم ظهور افتادم که بطور مکرر در روایات و احادیث ما آمده است. شاید بتوان گفت همه ما در انتظار ظهور حضرتش هستیم و گفته می شود منتظران و مشتاقان حضرتش کسانی هستند که علائم ظهور را دنبال می کنند. این نه از باب تعیین تاریخ ظهور بلکه تنبه و عدم فراموشی ظهور حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف می باشد و تنها خداوند به موقع و تاریخ ظهور آگاه است و بس . نکته دیگر اینکه تکوین و ظهور چنین صحنه هایی (سحابی هایی) در آسمان یکباره اتفاق نیفتاده ، بلکه علم ناقص بشر و تدریجی بودن آن موجب شده با گذشت زمان و پیشرفت دانش نجوم و دستیابی به تکنولوژی های روز ما بتوانیم به این تصاویر دست یابیم. امیدوارم مورد توجه علاقمندان قرار گیرد. آدرس سایت مربوطه و ترجمه آن در انتهای مقاله درج شده است.

توضیح: من این مطلب رو از وبلاگ shin.loxblog.com برداشتم. اینکه این مطلب چقدر صحیح هست الله اعلم. جملات و توضیحات دقیقا از این وبلاگ هست.




طبقه بندی: دانستنیهای امام زمان(عج)، دانستنیهای پیامبران و امامان،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 19 آبان 1389 توسط حسین بیاری


چرا غیبت صغرى ادامه پیدا نکرد ؟

 بعضى مى‏پرسند به جه علت دوران غیبت صغرى پایان یافت؟ و اگر برنامه غیبت صغرى ادامه پیدا مى‏كرد و امام در تمام اعصار غیبت نایب خاصى داشت كه راتق و فاتق امور و راهنماى عموم باشد چه اشكالى داشت.
پاسخ این پرسش این است كه: برنامه روش و كار امام را خداوند متعال تعیین فرموده است و امام باید همان برنامه را اجرا نماید و بعد از آنكه اصل امامت ثابت شد، نسبت به برنامه كار امام پرسش از علت به عنوان ایراد و اشكال، بیحا و بى مورد است و حتى خود امام نیز جز تسلیم و تمكین و اجراى برنامه وظیفه و تكلیفى ندارد و پرسش از علت و سبب آن خلاف روش بندگى و مقام عبودیت خالص است و چنانچه در ضمن مقالات گذشته معلوم شد، تمام پرسش‏ها و اشكالاتى كه راجع به غیبت شده در یك ردیف و از یك قماش است و هیج یك ایراد اصولى و پرسشى نیست كه اگر بى جواب بماند جائى را خراب كند.
و اگر پرسش براى مزید معرفت و بصیرت ...



ادامه مطلب
طبقه بندی: دانستنیهای پیامبران و امامان، دانستنیهای امام زمان(عج)،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 19 آبان 1389 توسط حسین بیاری

در مورد ازدواج یعقوب دو قول وجود دارد:
1- بدنبال خوابى که یعقوب دید به منطقه حران رفت و طبق مأموریت به خواستگارى دختر "لابان" حاکم حران رفت اما از آنجا که "لابان" شش دختر داشت که کوچکترین آن "راحله" بود، دختر اول را براى ازدواج پیشنهاد داد و یعقوب بخاطر حیایى که داشت مخالفت نکرد و با وى ازدواج نمود که بعد از به دنیا آوردن دو پسر دختر اولى مرد مجددا یعقوب از دختر وى خواستگارى کرد که "لابان" دختر دوم را پیشنهاد نمود که مورد قبول یعقوب قرار گرفت از این دختر نیز پس از بدنیا آمدن دو پسر وى از دنیا رفت، به همین ترتیب یعقوب با دختران لابان ازدواج کرد تا به "راحله" که همسر مورد نظرش بود رسید و در مجموع از دختران لابان حضرت یعقوب صاحب دوازده پسر شد و چون در این مدت براى لابان چوپانى مى کرد.
از این راه صاحب گوسفندان فراوانى نیز شد و هنگام بازگشت به کنعان صاحب 12 پسر و اموال فراوان بود.

2- اما بنابر نقل دیگر که مختصرى تفاوت دارد، لابان دایى یعقوب است که در سرزمین "فدان آرام" زندگى مى کرد. حضرت یعقوب با راهنمایى و پیشنهاد پدرش نزد وى رفت و خدمت به دایى را عهده دار شد و با دو دختر وى ازدواج نمود که پس از مدتها با فرزندان و اموال فراوان به نزد خانواده خود در کنعان بازگشت و در کنعان ساکن شد. وى داراى 12 پسر بود که به اسباط معروف بودند.

داستان ازدواج یعقوب در کتاب هاى تاریخ
در کتاب هاى تاریخ داستان ازدواج یعقوب با لیا (یالیه) و راحیل دختران دایى خود لابان، با مختصر اختلافى این گونه نقل شده است: هنگامى که یعقوب با تدبیر، دعاى پدر را شامل حال خود گردانید و عیص سوگند یاد کرد که او را به جرم این کار خواهد کشت، مادرش رفقه بترسید که مبادا یعقوب به دست عیص به قتل برسد، از این رو به یعقوب گفت: اکنون نزد دایى خود لابان برو و بدو ملحق شو.

یعقوب براى انجام دستور مادر و دیدار دایى خود لابان به سمت فدان آرام حرکت کرد و از ترس عیص شب ها راه مى پیمود و روزها مخفى مى شد تا به آن جا رسید. یعقوب مایل بود با دختر لابان ازدواج کند و او دو دختر به نام هاى لیا و راحیل داشت. لیا از راحیل بزرگ تر بود، اما یعقوب راحیل را مى خواست.

وقتى از داییى خود او را خواستگارى کرد، لابان با ازدواج او موافقت کرد، مشروط بر این که مدت معینى گوسفندانش را بچراند.وقتى مدت مزبور به پایان رسید، لابان دختر بزرگ خود را به همسرى او درآورد و در جواب یعقوب که گفت: من راحیل را مى خواست، گفت: رسم ما نیست که دختر کوچک را قبل از دختر بزرگ شوهر دهیم.
اکنون همان اندازه براى ما چوپانى کن تا راحیل را نیز به همسرى تو درآورم و یعقوب دوباره به همان مقدار چوپانى کرد تا وى راحیل را نیز به ازدواج او درآورد.
گفته اند که ازدواج با دو خواهر در آن زمان جایز بوده و منظور از آیه سوره نساء که فرمودند: «... و أن تجمعوا بین الأختین إلا ما قد سلف» ترجمه: ازدواج با دوخواهر و جمع میان آن دو نکنید، مگر آن چه در سابق گذشته است (نساء، 23) همین داستان یعقوب است .
ولى یعقوب داستان را این گونه نقل مى کند که اسحاق به یعقوب گفت: خداوند تو و فرزندانت را پیغمبر خواهد کرد و در تو خیر و برکت نهاده است، سپس بدو دستور داد به فدان - که جایى در شام است - برود.
یعقوب به دستور پدر به فدان رفت.
در آن جا زنى را دید که گوسفندانى همراه دارد و بر سر چاهى ایستاده و مى خواهد گوسفندان را آب دهد، ولى سنگى بر سرآن است که چند مرد بایستى به یک دیگر یارى دهند تا آن را بلند کنند. یعقوب از آن زن پرسید: تو کیستى ؟پاسخ داد: من لیا دختر لابان هستم. و لابان دایى یعقوب بود.
یعقوب که آن سخن را شنید، پیش آمد و سنگ را از سرچاه دور کرد و آب کشید و گوسفندان لیا را آب داد و سپس نزد دایى خود رفت.
لابان همان دختر را به همسرى او درآورد. یعقوب گفت: آن که نامزد من بود، راحیل خواهر اوست؟ لابان گفت: این بزرگ تر بود و من راحیل را نیز به ازدواج تو درخواهم آورد. سپس هر دو را به یعقوب داد.در مقابل گفته اینان، جمعى معتقدند که یعقوب راحیل را پس از این که لیا از دنیا رفت گرفت و میان دو خواهر جمع نکرد و این نظرى است که طبرسى مفسر بزرگوار شیعه اختیار کرده و آیه ... و ان تجمعوا بین الاختین را درباره عمل مردم زمان جاهلیت دانسته که هم زمان با دو خواهر ازدواج مى کردند و این به نظر صحیح تر مى رسد.
به هر صورت مورخان نوشته اند که لیا و راحیل هر کدام کنیزى داشتند که آن ها را نیز به یعقوب بخشیدند. کنیز لیا، زلفا و کنیز راحیل، بلها بود.
یعقوب از این چهار زن، صاحب دوازده پسر شد:
روبیل یا به گفته بعضى روبین، شمعون، لاوى، یهودا، یشجر - یا یشاکر-، ریالون - یا زبولون -. مادر این شش تن لیا بود و یوسف و بنیامین که مادرشان راحیل بود. دان و نفتالى از بلها به دنیا آمدند. جاد واشیر که این دو را نیز خداوند از زلفا به یعقوب داد.به جز بنیامین، فرزندان دیگر یعقوب همه در شهر فدان آرام به دنیا آمدند و تنها بنیامین پس از آمدن یعقوب به فلسطین متولد شد.در مقابل، مسعودى دوازده پسر یعقوب را از لیا و راحیل مى داند و از کنیزان آن دو ذکرى نکرده است.
یعقوب سال ها در فدان آرام نزد دایى خود ماند و به کار گوسفند دارى روزگار مى گذرانید تا این که داراى گوسفندان بسیار و اموال زیادى شد و تصمیم گرفت به شام و فلسطین باز گردد، اما از برادرش عیص مى ترسید و بیم داشت که عیص در صدد قتل و آزار او برآید.

از این رو به گفته مسعودى هدیه اى پیشاپیش خود براى عیص فرستاد و مى گویند که یعقوب 5500 رأس گوسفند داشت ویک دهم آن ها را براى برادرش فرستاد و در نامه اى به برادر نوشت: عبدک یعقوب یعنى از بنده ات یعقوب.
هم چنین طبرى گفته است که یعقوب به چوپانان خود سپرد که اگر کسى آمد و از شما پرسید که شما که هستید؟ بگویید که ما چوپانان یعقوب - که بنده عیص است - هستیم.

از آن سو عیص با لشکریان خود از شام بیرون آمد تا یعقوب را به قتل برساند، ولى هنگامى که نامه را خواند و هدیه یعقوب بدو رسید، از کشتن وى صرف نظر کرد و به خوبى از برادر استقبال نمود و تا وقتى یعقوب در کنعان بود، آزارى بدو نرساند.

به هر حال حضرت یعقوب بدنبال سکونت و حاکمیت فرزندش حضرت یوسف در مصر، به دعوت وى به مصر رفت و 17 سال در آنجا سکونت نمود و در همانجا رحلت کرد.




طبقه بندی: دانستنیهای علمی و قرآنی، دانستنیهای پیامبران و امامان،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 19 آبان 1389 توسط حسین بیاری
(تعداد کل صفحات:11) ... 5 6 7 8 9 10 11


قالب سایت