
الْمُؤمِنُ یَحْتاجُ إلى ثَلاثِ خِصال: تَوْفیق مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ یَنْصَحُهُ.([1])
حضرت امام محمد جواد (علیه السلام) فرمود: مؤمن در هر حال نیازمند به سه خصلت است:
توفیق از طرف خداوند متعال، واعظى از درون خود، قبول و پذیرش نصیحت كسى كه او را نصیحت نماید.
ادامه مطلب
طبقه بندی: دانستنیهای پیامبران و امامان، دانستنیهای چهارده معصوم(ع)، دانستنیهای مشاهیر علمی،

نوحهای منسوب به سیدالشهدا (ع) وجود دارد كه گویا حضرت در لحظات آخر عمر شریفشان این شعر را سرودهاند. سالهاست مداحان و واعظان در جلسات هفتگی خود آن را همخوانی میكنند. این شعر به «شیعتی» معروف است. گفته میشود كه دلیل سلام دادن شیعیان پس از نوشیدن آب، همین شعری است كه حضرت در ظهر عاشورا گفتهاند.
شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذكرونی (شیعیان من! هنگامی كه آب گوارا نوشیدید، مرا یاد كنید.)
اَوْ سَمِعْتُم بِغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی (و یا هنگامی كه از غریبی یا شهیدی خبری شنیدید، بر من ندبه كنید.)
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُرْمٍ قَتِلُونی (من، نواده [پیامبر] هستم كه مرا بی گناه كشتند.)
وَ بِجَرد الخَیْلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی (و پس از آن از روی عمد، مرا پایمال سم اسبان كردند.)
لَیْتَكُم فی یَوْمِ عاشورا جمیعاَ تَنْظُرونی (ای كاش، همگی در روز عاشورا بودید و میدیدید.)
كَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی (كه چگونه برای كودك خردسالم، آب خواستم و آنان رحم نكردند.)
طبقه بندی: دانستنیهای پیامبران و امامان، دانستنیهای چهارده معصوم(ع)،

پاسخ: چون شهادت حضرت، در آغاز زمان شکل گیری قدرت معاویه و طغیان بنی امیه و حضور سایر گروه های زخم خورده ناکثین و قاسطین و مارقین اتفاق افتاد، آن بزرگوار وصیت نمود که جسدش را شبانه دفن نمایند و حتی علامتی بر روی آن نگذارند. فقط عده کمی از اصحاب خاص و فرزندان آن حضرت در موقع دفن حضور داشتند. به همین دلیل، صبح روز 21 ماه رمضان دو محمل به راه افتاد. یکی به طرف مدینه و دیگری به طرف مکه معظمه روانه شد. تا سال ها بعد کسی به جز فرزندان و اصحاب خاص آن حضرت، از محل دفن ایشان خبری نداشت. دلیل این کار هم شاید ترس از آن بود که به قبر مبارک آن حضرت اسائه ادب و بی حرمتی نمایند. چنانچه از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که...
ادامه مطلب
طبقه بندی: دانستنیهای پیامبران و امامان، دانستنیهای چهارده معصوم(ع)، دانستنیهای مشاهیر علمی،
مورّخان نقل کردهاند: چون مسلم بن عقیل خبردار شد ابن زیاد در خطبهاى که ایراد کرده، مردم را از متابعت او برحذر داشته است، لذا ترسید که او را دستگیر کرده و به قتل برساند. از این رو از خانه مختار خارج شد و به خانه هانى بن عروه مذحجى پناه برد. او در تشیّع مردى قوى و متعصّب بود و از اشراف کوفه و قاریان آن دیار و شیخ عشیره مراد و زعیم آن به حساب مىآمد. او چهار هزار زرهپوش و هشت هزار پیاده نظام داشت و هر گاه همپیمانان او را نیز ضمیمه آنان کنیم به حدود سى هزار نفر جنگجو مىرسد که رئیس آنان هانى بن عروه بود. او از خواصّ امیرالمؤمنین على بن ابى طالب (ع) به حساب مىآمد که در هر سه جنگ حضرت شرکت کرده بود. و نیز عصر پیامبر (ص) را درک کرده و به شرف صحبت و همنشینى با آن حضرت نایل گشته بود.
مسلم بن عقیل
در خانه هانى پناه گرفت. از طرف دیگر شریک بن عبداالله اعور حارثى نیز بر
هانى وارد شده بود. او از بزرگان شیعیان امیرالمؤمنین (ع) در بصره بود.
مردى جلیل القدر در بین اصحاب به شمار مىآمد که در صفین حضور داشته و به
همراه عمار بن یاسر مىجنگید. او با هانى بن عروه رفاقت خاصى داشت. در منزل
هانى مرض سختى بر او عارض شد. ابن زیاد به عیادت او آمد قبل از آمدن ابن
زیاد شریک بن عبداالله اعور به مسلم عرض کرد: هدف تو و شیعیان تو هلاکت ابن
زیاد است، در اتاق خزانه مخفى شو و هر گاه از آمدن او اطمینان حاصل کردى
از اتاق خارج شو و او را به قتل برسان و من سلامت تو را ضمانت مىکنم.
در
این هنگام که آنان مشغول صحبت بودند، گفته شد که امیر بر در خانه است.
مسلم وارد خزانه شد و بعد از چند لحظه عبیداالله بن زیاد وارد بر شریک شد،
ولى مسلم از خزینه بیرون نیامد. چون شریک مشاهده کرد که مسلم دیر کرده به
عنوان علامت دادن به او چند بار عمامه خود را از سر برداشت و بر زمین
گذاشت. و نیز با قرائت اشعارى او را به خروج از خزانه و حمله به ابن زیاد
تحریک و تحریص نمود. مکرّر اشعار را قرائت مىکرد و چشمش را نیز به خزانه
دوخته بود. آن گاه با صداى بلند که مسلم بشنود گفت: او را سیراب کن گر چه
مرگ من در آن باشد. در این هنگام عبیداالله به هانى التفات کرد و گفت: پسر
عموى تو در مرضش هذیان مىگوید. هانى گفت: شریک از زمانى که مریض شده،
هذیان مىگوید، خودش نمىداند چه مىگوید.
ابن زیاد از مجلس خارج شد و
مسلم متعرّض قتل او نشد. در این جا سؤالى که مطرح است این که چرا حضرت مسلم
به قرار خود عمل نکرد و امالفساد ابن زیاد را که در قتل امام حسین (ع)
دخالت داشت به قتل نرسانید؟ و به تعبیر دیگر چرا قصاص قبل از وقوع جنایت
نکرد؟
پاسخ
در مورد سؤال مورد نظر پاسخهایى داده شده که به آنها اشاره مىکنیم:
1
- از آن جا که پیامبر (ص) از حیله و مکر نهى کرده، لذا حضرت مسلم از این
طریق براى مبارزه با ابن زیاد استفاده نکرد. در حدیثى حضرت صادق (ع) از
رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «انّ الاسلام قید الفتک»؛730 «همانا اسلام
مانع حیله و مکر بوده و آن را غل کرده است.»
2 - در تاریخ آمده است که
همسر هانى بن عروه حضرت مسلم را قسم داد تا این کار را در خانه او انجام
ندهد، و در مقابل حضرت گریست. و این مطلبى است که حضرت مسلم به آن اشاره
کرده است.
3 - این کار با سیره و روش مسلم سازگارى ندارد؛ زیرا او مردى
باورع و باتقوا است و در خانه امیرالمؤمنین (ع) تربیت شده است. وظیفه مسلم
که از طرف امام حسین (ع) نسبت به آن مسؤلیت دارد این است که از مردم براى
حضرت بیعت بگیرد و از حوادث کوفه اطلاع یافته و امام را از آن باخبر سازد. و
لذا اگر دست به قتل ابن زیاد مىزد از حیطه وظایف خود خارج مىشد.
4 -
حضرت مسلم وظیفه خود را بیدارى مردم مىدانست، اگر بدون بیدارى امت، ابن
زیاد و امثال او را به قتل برساند همین مردم دوباره شخصى دیگر مثل او یا از
او بدتر را بر سر کار مىآورند. مردم خود باید آگاه شوند و از فساد خلیفه
مطّلع گردند. و این هدف با ترور یک فرد حاصل نخواهد شد. و لذا در هیچ نصّ
تاریخى ذکر نشده که حضرت مسلم طرح شریک را پذیرفته باشد. چه بسا مسلم در
صدد فکر کردن درباره طرح او بوده، ولى قصد قطعى براى اجراى آن نداشته است.
5
- با نظر و تأمل در قضیه پى مىبریم که گویا هانى بن عروه به ابن زیاد
پناه و امان ضمنى داده بود، زیرا ابن زیاد به او خبر داد که مىخواهد به
عیادت شریک بیاید و او نیز ابن زیاد را اجازه داد و این خود یک نوع امان
لفظى و قولى به ابن زیاد از جانب هانى به حساب مىآید. و در این گونه موارد
اسلام انسان را مقیّد ساخته تا کسى را که دیگرى امان داده به قتل نرساند
گر چه شخصى فاجر و فاسق و امّالفساد باشد. خصوصاً آن که این شخص در خانه
دیگرى است و همسر او به این عمل رضایت نداده، بلکه از او تقاضاى صرف نظر از
کشتن او را کرده و بر این امر اصرار مىورزد که در خانه او این قتل انجام
نگیرد.
6 - همراه ابن زیاد برخى از محافظان نیز آمده بودند که برخى درب
خانه ایستاده و برخى دیگر نیز به همراه او داخل خانه شده بودند، چون جوّ
حاکم بر کوفه چنین اقتضایى را داشته است. از کجا معلوم که اگر مسلم بر او
حمله مىکرد در این تصمیم خود پیروز مىشد و مىتوانست ابن زیاد را به قتل
برساند؟!
7 - از کجا معلوم که اگر مسلم ابن زیاد را به قتل مىرساند اهل
کوفه به نفع او موضعگیرى کرده و او را به حکومت دارالاماره برمى گزیدند؟
آنان خوف این را داشتند که اگر چنین امرى اتفاق افتاد حکومت شام شخصى
خونخوارتر از ابن زیاد را بر آنان بفرستد و همه را به جهت کشته شدن والى
شام - ابن زیاد - قتل عام کند، زیرا آنان در قتل او شریک بودند.
طبقه بندی: دانستنیهای پیامبران و امامان، دانستنیهای چهارده معصوم(ع)،






