تبلیغات
ناشنوایان استان گلستان - وصیت معاویه به یزید درباره حسین(ع)
یکشنبه 6 آذر 1390  07:15 ب.ظ    ویرایش: - -

معاویه به یزید چنین وصیت کرد و مرد:
من بر تو در كار خلافت از چهار كس مى‌ترسم...
از پسر ابى‌بكر: عبدالرحمن
... از پسر عمر: عبدالله
از پسر زبیر: عبدالله
و از پسر على: حسین
اما پسر ابی‌بكر؛ مردى است كه در یاران و دوستداران خویش مى‌نگرد؛ هرچیز كه آنان كنند، آن کند. دست از او بدار و هرچه كند او را بدان مگیر.
و اما پسر عمر؛ مردى سخت نیك است و ترك دنیا گفته. هرگاه او را بینى سلام من بدو رسان و او را عطایاى وافر فرست.
و اما پسر زبیر؛ بر تو بسیار مى‌ترسم از او که مردى سخت مكار است. گاه همچنان شیر گرسنه در تو جهد و گاه چونان روباه حیله‌گری کند. با او چنان زندگانى كن كه او با تو كند. وگر با تو بیعت كند، او را برقرار دار.
و اما حسین...
آه اى یزید، چه گویم در حق او. گه‌گاهش تهدیدى كن، اما زنهار که بر او شمشیر نكشى. چندان‌كه توانى حرمتش دار که اینان جز در حرمت و منزلت رفیع زندگانى نتوانند كرد. پس اى پسر، چنان مباش كه در گذری و خون حسین در گردن داشته باشى كه هلاكت درآید.

   


نظرات()  
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

ناشنوایان استان گلستان