سمعک

متخصصین
در این قسمت
اطلاعات وسیعی در زمینه ادیولوژی و
تكنولوژی سمعكها و نحوه فیتینگ سمعكهای
اتیكن ارائه میگردد.
راهكارهایی را نیز برای گسترش و بهبود فعالیت
های تجاری خود میخوانید. مرتب این قسمت
را چك نمایند چرا كه ....
-
ادیولوژی و تكنولوژی
-
سمعك های پرقدرت
-
تجارت خود را بهبود بخشید
-
مهارتهای خود را بهبود بخشید
-
اطلاعات محصولات
-
سیستمهای فیتینگ
ادیولوژی و تكنولوژی
در این قسمت
اطلاعات عمومیو خاص در زمینه تكنولوژی
سمعكها ارائه میگردد. مدارك كاملی نیز
در زمینه موضوعات مربوط در اخبار اتیكن
ارائه میشود.
مطالب این بخش دائما به روز شده و مطالب
جدیدی به آن اضافه میگردند.
تكنولوژی سمعك
سمعكهای
جدید امروزی محصول سالها بهبود مداوم
تكنولوژی است از سمعكهای الكتریكی بزرگ
دهه 1935 گرفته تا سمعكهای CIC بسیار
كوچك امروزی.
اگرچه تمركز اصلی در سمعكها بر توسعه
الكترونیك و مدارات مجموع بوده است، در
حقیت هر مولفه موضوعی برای بسط این مقوله
در طول سالها بوده است.
بخش الكترونیك سمعك براساس تكنولوژیهای
متفاوتی است: آنالوگ، قابل برنامهریزی و
دیجیتال.
هرتكنولوژی مزایا و معایبی دارد. عامل
كلیدی خود تكنولوژی نیست بلكه كاری است كه
تكنولوژی برای كاربر انجام میدهد با
اینكه سمعكها مزایای قابل توجهی برای
مبتلایان به كم شنوایی دارند، مشكلاتی نیز
مانند فیدبك اكوستیكی، اثر انسداد و مشكل
جهتیابی صدا را نیز هم میآورند.
1-سمعكهای قابل برنامهریزی

اكثر
سمعكهای مرسوم، قابل برنامهریزی هستند
یعنی پیچهایی روی آنها تعبیه شده است كه
میتوان با پیچ گوشتی تنظیمات آنها را
تغییر داد. اما امروزه به سمعكهای قابل
برنامهریزی دیجیتال، سمعك قابل
برنامهریزی میگویند. این سمعكها با
سمعكهای آنالوگ مرسوم متفاوتند یعنی
پیچهای آنها با مولفههای ذخیره اطلاعات
دیجیتال جایگزین شده است.
سمعكهای قابل برنامهریزی در سال 1987
عرضه شدند. مزایای عمده آنها عبارتند از :
-
اندازه كوچك
-
انعطاف پذیری تنظیم بالا
-
قدرت بالا
این بدین معنی است كه در یك اندازه مشخص سمعك، سمعكهای قابل برنامهریزی، فیتینگ دقیقتری نسبت به نیازهای افراد ارائه میدهند. اما عیب آن این است كه این سمعكها تنها از طریق دستگاه تنظیم میگردند.
اصول پایه
در بسیاری
جهات سمعكهای قابل برنامهریزی شبیه به
سمعكهای آنالوگ مرسوم هستند. تفاوت آنها
دقیقتر بودن تنظیم بر اساس نیاز افراد
است.
در سمعكهای مرسوم تعدادی پیچ یعنی
مقاومتهای مینیاتوری قابل تنظیم،
تواناییهای سمعك را تغییر داده و سمعك را
تنظیم مینمایند كه این كار با
پیچگوشتیهای كوچك صورت میپذیرد.
در سمعكهای قابل برنامهریزی، سلولهای
حافظه دیجیتال جایگزین این پیچها
شدهاند. این سلولهای الكترونیكی قادر به
ذخیره تنظیم ارائه شدهاند و متعاقب آن،
این تنظیم را به مدارات الكترونیك القاء
مینمایند.
مزایای عمده این سمعك ها عبارتند از :
-
سایز كوچك
-
قابلیت تنظیم بالا
-
قدرت بالا
این تكنولوژی فقط در سمعكها ارائه نمیشود. درتلویزیون، رادیوهای اتوماتیك و در بسیاری وسایل خانگی نیز استفاده میشوند.
تكنولوژی در ابزارهای متفاوت
در سمعكهای
مرسوم مقاومتهای گوناگونی كار تنظیم را
انجام میدهند. این مقاومتها بخشی از
مدارات الكترونیك هستند و هر تغییری در
این مقاومتها در كل مدار تغییر ایجاد
مینماید.
سمعكهای قابل برنامهریزی نیز در اصول به
همین ترتیب عمل مینمایند. در این سمعكها
تمامیمقاومتهای مختلف شامل یك نردبان
مقاومتی هستند كه هر كدام به یك مولفه
دیجیتال متصل است. بسته به اینكه بیمار در
حالتهای خاموش یا روشن سوئیچ نماید، از
تعدادی از این نردبانهای مقاومتی گذر
كرده و عملكرد كل مقاومتها تعیین میشود.
این سوئیچها (كه" در" نامیده میشوند)
ساختمان اساسی در تمامیمدارات دیجیتال
هستند. تكنولوژی بكار رفته برای ایجاد این
درها CMOS نامیده میشود. درها تا زمانیكه
نیروی لازم تامین گردد، عملكرد دارند. اما
اگر این نیرو از مدار حذف شود مانند
زمانیكه باتری را از سمعك در میآوریم،
چه اتفاقی رخ میدهد؟ اگراحتیاط به عمل
نیاید، مجموعه سوئیچها(وبنابراین
تنظیمات) از دست میروند. طبیعتا این
مسئله غیر قابل قبول است و طراحان سمعك،
روشهای متفاوتی برای مقابله با این مشكل
بهكار میبرند.
یك راه تعبیه باتری دوم در مدار است. اما
رایج ترین روش، ایجاد مجموعه دیگری سوئیچ
است كه حتی هنگامیكه باتری در سمعك
نمیباشد نیز تنظیمات سوئیچها حفظ شود.
تكنولوژی مورد قبول در این مورد E2PROM (
حافظه فقط قابل خواندن قابل برنامهریزی)
است. در این حالت تنظیمات دیجیتال بسیار
مجزا هستند. بدین معنی كه یك مقاومت فقط
بطور مشخصی عمل مینماید. اگر چه محدودیتی
برای اینكه تقویت چقدر ظریف و دقیق اعمال
شود وجود ندارد، مشكل این است كه مدارات
بزرگتر، نیروی بیشتری میبرند. لذا تقویت
فقط زمانی مفید واقع میشود كه پارامترها
عمدتا در ناحیه 5/0 تا 5 دسیبل تنظیم
شوند. در سمعكهای قابل برنامهریزی
میتوان از سوئیچهای دیجیتال
(روشن/خاموش/ M/T ) یا كم و زیاد كردن صدا
برای انتخاب عملكرد نیز استفاده نمود.
كنترل صدای دیجیتال میتواند در گامهای 1
دسیبلی عمل نماید.
ابزارهای برنامهریزی

تنظیم یك سمعك قابل برنامهریزی نیازمند قسمت های زیر می باشد :
-
سوئیچهای تنظیم
-
ابزارهای تنظیم
خوشبختانه
هیچكدام از این نیازها، جزیی از خود سمعك
نمیباشند، بلكه فقط حین تنظیم به سمعك
متصل میگردند.
در ابتدای عرضه سمعكهای قابل
برنامهریزی، سازندگان، یونیتهای
برنامهریزی همراه با سیم را با سمعكها
همراه مینمودند. یونیت برنامهریزی شامل
كنترلهای تنظیم و صفحه نشانگر بود.
هرسازندهای از یونیت خاص خود استفاده
مینمود كه این مسئله مشكل ایجاد مینمود
یعنی فروشندگان سمعك میبایست یونیتهای
برنامهریزی هر سازندهای را بطور جداگانه
تهیه مینمودند.
لذا تصمیم گرفته شد كه یك استاندارد جهانی
برای یونیتهای تنظیم تعیین شود. این
استاندارد كه اكنون از سوی بسیاری
سازندگان سمعك حمایت میگردد، كامپیوتر را
به عنوان یونیت برنامهریزی اصلی برگزیده
است. دو مولفه اصلی استاندارد كردن عبارت
بودند از :
-
یونیت الكترونیكی كه سمعك را به كامپیوتر متصل مینمود. این یونیت اكنون به نام HIPRO (تنظیم كننده سمعك) شناخته میشود و جهت اطمینان از ورود ولتاژ و كد مناسب به كامپیوتر و سمعك است.
-
نرمافزار (Noah) برای برآوردن نیازهای تنظیم سمعك. شركتی بنام HIMSA (انجمن نرمافزار سازندگان سمعك) به طور جداگانه این نرمافزار را حمایت نمود.
جدای از دستگاه كامپیوتر دو عامل ذكر شده در بالا تنها عوامل مورد نیاز برای تنظیم سمعكهای قابل برنامهریزی هستند. اتیكن هر دوی این عوامل را عرضه میدارد.
نرمافزار تنظیم Noah
نرمافزار Noah مزایای بسیاری برای تنظیم سمعك فراهم میآورد و كلیدی برای بسیاری از تغییرات حین تنظیم سمعك است :
-
استفاده دوباره از اطلاعات شخصی بیمار
-
استفاده دوباره از اطلاعات ادیوگرام
-
ثبت اتوماتیك اطلاعات از ادیومتر
-
قابلیت ارتقاء با نرمافزارهای مدیریت تجاری
-
بالای صفحه Noah ، هر سازنده سمعك، اطلاعات مناسب خود را وارد مینماید ( مانند Otiset ) كه برای تنظیم سمعكهای آن شركت لازم است. Noah ، صفحه نرمافزاری شبیه به ویندوز است.
متاسفانه
سیمها و كوردهایی كه سمعك را به HIPRO
متصل مینماید هنوز استاندارد نشدهاست و
لذا سمعكهای متفاوت از شركتهای متفاوت
نیازمند سیمهای متفاوت هستند.
برخی از سازندگان یونیتهای برنامهریزی
مناسب با سمعكهای خود را نیز ارائه
مینمایند( مانندeasy fit )یونیتها به
خصوص در خارج از محیط كلینیك مفید واقع
میشوند.
2- سمعكهای دیجیتال

تفاوت
سمعكهای دیجیتال و آنالوگ در روشی است كه
این سمعكها امواج صوتی را پردازش
مینمایند.
در سمعكهای آنالوگ امواج صوتی برای
پردازش به امواج الكتریكی تبدیل میشوند.
اما در سمعكهای دیجیتال، امواج صوتی برای
پردازش به تعداد زیادی عدد بسیار دقیق
تبدیل میشوند كه این كار توسط كامپیوتر
صورت میپذیرد.
اصول پایه
سمعك های دیجیتال با اصول پایه ذیل شكل میگیرند (مهمترین مراحل در این بخش توضیح داده میشود.):
دیجیتال كردن
مبدل آنالوگ به دیجیتال سیگنال ورودی را تبدیل به دیجیتال مینماید. همانطور كه از نامش بر میآید، مبدل آنالوگ به دیجیتال ولتاژ سیگنال آنالوگ را كه در مرحله ورودی بوجود آمده است میخواند و آنرا به سیگنال دیجیتال تبدیل مینماید. سیگنال دیجیتال صدای اصلی را با مجموعهای از اعداد ارائه مینماید. این سیگنال را میتوان در مراحل بعدی توسط پردازشگر سیگنال دیجیتال و به روشهای ریاضی افزایش داد. هنگامیكه سیگنال تبدیل به دیجیتال میشود، بسیار قویتر شده و دیگر مستعد دریافت اعوجاج و نویز الكترونیك نخواهد بود.
نمونهگیری
برای دستیابی به بالاترین كیفیت ممكن سیگنال، سیگنال ورودی با نرخ بسیار بالایی قبل از تبدیل به دیجیتال شدن، نمونهگیری میشود ( Hz500- MHz 1 ) نسبت نمونهگیری در ورودی بر كیفیت سیگنال تاثیر میگذارد بطوریكه هر چه نرخ نمونهگیری بالاتر رود، كیفیت سیگنال نیز بالاتر میرود.
مجزا كردن
مجزا كردن
سیگنال دیجیتالی شده، جنبه مهم دیگری در
كیفیت صداست. پس از نمونهگیری و دیجیتال
كردن، اعداد برای مجزا شدن، فرمت
میگردند. مجزا كردن تصمیمگیری اولیه
درباره سیگنال را مشخص مینماید. این
تصمیمگیری بعداً حین تقویت ریاضی سیگنال
بكار میآید و پردازش سیگنال را شكل
میدهد.
در سمعك Digificus II ، مجزا كردن پس از
نمونهگیری و دیجیتال نمودن، 18 بیت (bit)
میباشد. این مقدار پس از طی مراحل بعدی
پردازش صدا به 32 بیت افزایش مییابد.
پردازش سیگنال
سیگنال
تبدیل شده اكنون آماده تقویت با پردازشگر
دیجیتال سیگنال (DSP) میباشد. اصولا
پردازش سیگنال، كاملاٌ ضرب ریاضی اعدادی
است كه نشان دهنده سیگنال ورودی میباشند.
ماهیت این تقویت به صورتی است كه روشی را
كه سمعك به واقع صدا را پردازش مینماید
تعیین میكند.
برای به حداقل رساندن خطا حین محاسبات،
پردازشگر صدا ، بیش از 32 بیت برای پردازش
بكار میبرد. در صورت لزوم، اندازه بیتها
به 28 یا 16 بیت كاهش مییابد تا اندازه
فیزیكی و مصرف انرژی بدون آسیب به سیگنال
كاهش یابد.
پردازش سیگنال پایه در سمعكهای دیجیتال
شامل فیلتر كردن و تراكم یا محدودیت خروجی
است.
تاثیرات دركی /مزایا
نقطه قوت پردازش دیجیتال سیگنال در توانایی عملكرد روی سیگنال، بدون اعمال نویز یا اعوجاج، نهفته است. سیگنال شفاف و دقیق با اعوجاج كم، به كاربر سمعك مزایای بسیاری ارائه مینماید. این مسئله با ارائه روشهای نمونهگیری پیشرفته و مجزاسازی بسیار بالا حین عملیات مهم ریاضی دائماً بهبود مییابد.
آرایش فركانسی / فیلتر كردن
فركانس جزء مهمیاز عملكرد هر سمعك است. لذا آرایش فركانسی برای تنظیم سمعك بطوریكه با نیازهای فرد تطبیق داشته باشد، لازم است. اصول فیلتر كردن دیجیتال، آرایش فركانسی دقیق و قابل انعطافتری نسبت به فیلتر كردن، آنالوگ به دست میدهد.
آرایش فركانسی دیجیتال
در سمعكهای
آنالوگ، آرایش فركانسی توسط مولفههای
الكترونیك مانند، مقاومت، خازن و
ترانزیستور، انجام میشود. تمامیاین
مولفهها تلورانسهای مشخصی دارند به همین
علت فیلتر كردن آنالوگ نادقیقتر و پیش
بینی آن مشكلتر است. فیلتر كردن دیجیتال
با عملیات ریاضی مانند جمع، ضرب و تفریق
انجام میگیرد. این عملیات با دقت بسیار
بالا انجام میشود لذا فیلتر را بسیار
دقیق، با ثبات و قابل پیش بینی مینماید.
مخزن فیلتر
فیلتر دیجیتال در Digifocus II شامل
مخزن فیلتر 7 كانالهای است كه براساس
الگوریتم فیلتر خاصی میباشد. مخزن فیلتر،
سیگنال را به 7 باند مجزا مینماید تا در
مرحله بعد تنظیم گردد. فركانسهای مركزی
فیلتر Hz250 ، Hz0 75 ، KHz 125/1 ،KHz 2
، KHz 3، KHz 4، KHz 5 هستند. در
تمامیفیلترها از شیب Cut-off بسیار تند،
dB 200 در هر اكتاو استفاده میشود.
آرایش هفت باند فركانسی
آرایش هفت باند فركانسی مانند مجزاگر
گرافیكی در ضبط صوتهای خانگی عملكرد
دارد. بهره در هر باند فركانسی حین تنظیم
تغییر مینماید تا دقیقا با نیازهای فرد
تطابق نماید.
باند 1 : 0000 � Hz 0500
باند 2 : Hz 0500 - Hz1000
باند 3 : Hz 1000- Hz 1500
باند 4 : Hz 1500- Hz2500
باند 5 : Hz 2500- Hz3500
باند6 : Hz 3500- Hz 4500
باند7 : Hz4500-Hz 5500
شیب فیلتر و تاخیر
شیب فیلتر در مخزن فیلتر 7 كاناله با
شیبهای بالای dB 200 در هر اكتاو بسیار
ملایم میباشد. كه این شیب برای جدا نمودن
كامل باندها لازم است.
تاخیر در مخزن فیلتر دیجیتال عموما در شیب
فیلترها و تعداد باندهای فیلتر جزیی است .
طراحی خاص فیلترها آنها را قادر به
برخورداری از تغییر ملایم در شیب فیلترها
و تاخیر كم در مخزن فیلتر Digifocous II
نمودهاست.
Rationale ها در هفت باند
هفت كانال در مخزن فیلتر با
فركانسهای ادیولوژیك تطبیق یافتهاند اما
این مسئله منجر به انعطاف پذیری كمی در
فركانسهای پایین شده است. برای اصلاح این
مشكل، باندهای بیشتری در ناحیه فركانسهای
پایین اضافه شده است تا بتوان سمعك را
مناسب با ادیوگرام فرد تنظیم نمود.
پردازش غیر خطی سیگنال
غیر خطی بودن سمعك به چه معنی است؟
غیرخطی بودن
اصطلاحی تكنیكی برای مدارات یا سیستم است
كه براساس مجموعه پارامترها و ویژگیهای
خاص سیگنال ورودی تغییر مینماید. بهترین
مثال شناخته شده AGC یا محدود كننده خروجی
است كه بهره را براساس سطح سیگنال ورودی
تغییر میدهد.
در Digificus II مدار تراكم دهنده مثالی
از اجزاء غیر خطی است.
آیا غیرخطی بودن بصورت دیجیتال صورت میگیرد؟
بطور طبیعی،
پردازش دیجیتال سیگنال براساس عملكرد خطی
صورت میگیرد و بنابراین برای پردازش
غیرخطی سیگنال مناسب نمیباشد. اما در
سمعكهای دیجیتال، پردازش غیرخطی سیگنال،
بخش حیاتی است كه محدوده پویایی و خروجی
مناسب را فراهم میآورد.
در طراحی سمعك Digifocus II یكی از وظایف
مهم، طراحی مدار تراكم دهنده دیجیتال
كاملا قابل انعطاف است كه تمامیاساس
روش ASA2 را شكل میدهد.
Rationale برای دوباند
برنامه
پردازش جداگانه فركانسهای بالا و پایین،
عامل مهم دیگری در الگوریتم ASA2 میباشد.
دو طرح مختلف تراكم برای بهبود درك گفتار
و راحتی شنیداری به خدمت گرفته شده است.
بهره قابل تطبیق در فركانسهای بالا تفاوت
بین همخوانهای تیز را حفظ مینماید.
تراكم سیلابی در فركانسهای پایین بلندی
صدا را در سطح راحتی نگه میدارد تا خطر
پوشش فركانسهای بالا را كم نماید.
تراكم سیلابی فركانسهای پایین
تراكم
سیلابی در فركانسهای پایین به كمك تراكم
دهندهای كه از زمان عمل و رهایی بالا
بهره میبرد، انجام میشود. بدین ترتیب
مطمئن میشویم كه فركانسهای پایین همیشه
شنیده میشوند اما دامنه پویایی تراكم
مییابد و شنوایی در سطح راحتی باقی
میماند لذا خطر پوشش فركانسهای بالا
كنترل میگردد.
بهره تطبیقی
فركانس های بالا
بهره تطبیقی در فركانسهای
بالا با استفاده از تراكم دهندهای با
زمان عمل بالا اما با زمان رهایی نسبتا
پایین، بوجود آمدهاست.
بهره براساس سطح كلی صدا تطبیق مییابد تا
راحتی صدا خصوصا هنگامیكه بلندی صدا
ناگهانی تغییر مییابد حفظ شود. اما
گوناگونی اصوات با فركانس بالا در یك
سیگنال ( مانند همخوانهای متفاوت در
گفتار) حفظ میگردد.
ادیولوژی سمعك
ادیولوژی
علمیاست كه در تعامل با مسایل مربوط به
گوش و درك صدا میباشد. بطور خاص،
ادیولوژی تشخیص و درمان موارد پاتولوژیكی
مانند كمشنوایی را پوشش میدهد. اصطلاح
"ادیولوژی سمعك" به مولفههایی از
ادیولوژی برمیگردد كه مربوط به توانبخشی
شنوایی با تكیه بر سمعك میباشد.
تستهای تشخیصی مانند امپدانس اكوستیكی،
آستانه رفلكس و ABR نقش كوچكی در ادیولوژی
سمعك بازی میكنند و مداخلات جراحی /
پزشكی به هیچ وجه نقشی در این مورد ندارد.
بهعكس، ارزیابی آستانه شنوایی، MCL، UCL
و ارزیابی بلندی بسیار مهم هستند. بعلاوه
در آینده مانند ارزیابیهای در شرایط گوش
واقعی، آزمونهای گفتاری، ارزیابیهای
انتخابی فركانسی، مجزا نمودن تمپورال و
جهتیابی نیزاز اهمیت بسیار در ادیولوژی
سمعك برخوردار خواهند بود.
ارزیابیهای ادیولوژی سمعك عمدتا برای
فیتینگ سمعك تجویزی بكار میرود. بدین
معنی كه انتخاب مناسبترین سمعك و تنظیم
آن و بر اساس rationale انتخابی صورت
گیرد. درطول سالها بسیاری از روشها بسط
یافتهاند كه برخی ژنریك هستند و بهطور
روزافزونی اكثر آنها اختصاصی میشوند.
باید توجه داشت كه ادیولوژی تنها یكی از
عوامل مهمیاست كه در توانبخشی بهینه سمعك
نقش دارد. تواناییهای تشخیصی، محیط
شنیداری، نیازها و انگیزه فرد مبتلا به
كمشنوایی نیز از اهمیت بسیاری
برخوردارند. در اتیكن ما به دیدگاهی
درباره توانبخشی شنیداری معتقدیم كه فقط
براساس یافتههای علمیو پزشكی نمیباشد و
تمامیعوامل ذكر شده را در نظرمیگیرد و
این آن چیزی است كه ما از آن بهعنوان
ارتباط انسانی نام میبریم.
یكی از چالشهای عمده در توانبخشی سمعك
این است كه چگونه نیازهای كاربران سمعك را
برای ارائه راه حل مناسب، تعبیر نماییم.
اگرچه این مسئله به خود سمعك و تنظیمات
دقیق آن بستگی دارد، مسایل دیگری وجود
دارد كه ماهیت ژنریك بیشتری دارند.
عوامل ادیولوژیك
موارد پاتولوژیك مختلفی ایجاد كمشنوایی مینماید و لذا مشخصات كمشنواییهای گوناگون با هم متفاوت است. دو گروه عمده كمشنوایی وجود دارد : اول كمشنواییهای انتقالی در واقع فقط همراه با كاهش شنوایی است و دوم كمشنواییهای حسی- عصبی (دركی) كه علاوه بر كاهش حساسیت شنوایی میتواند همراه با موارد زیر باشد:
-
درك غیر طبیعی بلندی
-
عدم مجزا نمودن فركانسی
-
عدم مجزا نمودن تمپورال
-
كاهش درك فضایی صدا
بطور خاص،
كم شنوایی چند فركانسی و عدم مجزا نمودن
تمپورال اثرات پیشرونده قابل توجهی بر روی
درك گفتار در شرایط مختلف میگذارد. خصوصا
زمانی كه نویز مداخلهگری با باند وسیع و
ساكن مانند شرایط مهمانی حضور داشته باشد.
با اینكه كاهش حساسیت و درك بلندی
غیرطبیعی بطور موثری با سمعكهای جدید
جبران میشود، مشكلات باقیمانده بسیار
آزار دهندهاند. هر دو سمعكهای
تراكمیچندكاناله و سمعكهای جهتدار
مزایایی در این جهت فراهم می آورند.
حساسیت
تنها
ارزیابی مهم در ادیولوژی، ارزیابی آستانه
شنوایی با تون خالص است یعنی ارزیابی
حساسیت سیستم شنوایی. این ارزیابی به dBHL
بیان میشود كه این معیار بر اساس توانایی
شنیدن گروهی از بزرگسالان ( از لحاظ
اتولوژیك سالم و در گروه سنی خاص ) بدست
آمدهاست. ( براساس استاندارد 389 ISO.
امروزه تمامیادیومترها براساس این
استاندارد بینالمللی كالیبره شدهاند.
بطور طبیعی ادیوگرام با استفاده از هدفون
و ادیومتر ارزیابی میشود اما در برخی
شرایط ارزیابیهای فضای باز ترجیح دارند.
با استفاده از استاندارد كالیبراسیون 226
ISO مقادیر به dBHLارزیابی میشود، اما در
برخی موارد dBSPL بكار میرود.
اگرچه اكثرا ارزیابی آستانه شنوایی آسان
است، در بسیاری موارد مشكلاتی مشاهده
میشود:
-
نشت صدا بدلیل جایگذاری نامناسب هدفون
-
پوشش دگرسویی نامناسب یا زیاد برای كمشنواییهای غیر متقارن
-
خروجی نامناسب انتقال دهنده استخوانی برای كم شنواییهای شدید/ عمیق
-
Cross-talk در ادیومترها
-
نویز محیطی زیاد خصوصا در ارزیابی فضای باز
درواقع ارزیابیهای ادیومتریك به dBHL به صورتی است كه تفاوت "قبل" و "بعد" یعنی كاهش حساسیت بطور مستقیم ارزیابی میگردد. لذا هر مقدار ادیومتریك به dBHL میتواند بطور مستقیم با بهره الحاقی سمعك تلفیق گردد چون این مسئله تفاوت بین "قبل" و "بعد" را نیز ارائه مینماید. افزودن كم شنوایی به بهره الحاقی، آستانه با سمعك بیمار را بدست میدهد بدون اینكه هیچ مقدار دیگری اضافه یا كم نماییم.
دریافت بلندی
بلندی درك
فرد از شدت صداست. در نتیجه، میتوان آنرا
با ارزیابیهای سابجكتیوی مانند UCL, MCL,
ABLB ارزیابی نمود.
كم شنوایی حسی عصبی بطور اجتناب ناپذیری
همراه با افزایش غیرطبیعی بلندی است كه
بنام ركروتمنت شناخته میشود. در مقایسه
با شنوایی طبیعی، سطوح شدتی پایین غیر
قابل شنیدن است، بلندی سطوح شدتی متوسط تا
حدی كاهش یافته است و در سطوح شدتی بالا (
مانند UCL ) بلندی به سختی تغییر
مینماید.
بلندی بهشدت، فركانس و دیرش صدا و نیز
میزان و نوع كمشنوایی بستگی دارد و اغلب
با تون خالص یا نویز با باند باریك
اندازهگیری و مشخص میشود.
همانطور كه در شكل نشان داده شدهاست،
آستانه UCLو MCL زمانیكه كم شنوایی
افزایش مییابد، به مقادیر متفاوت افزایش
مییابند. در نتیجه، دامنه پویایی ( یعنی
فاصله بین آستانه و UCL ) هرچه كم شنوایی
بیشتر شود، كمتر میگردد.
متراكم كردن دامنه پویایی وسیع صداهای
روزمره به یك دامنه پویایی شنوایی كاهش
یافته یكی از چالش های عمده ای است كه در
فیتینگ سمعك با آن روبرو هستیم.
هنگامیكه صدا از تقریبا ms 100 كوتاهتر
باشد، بلندی كاهش مییابد ( اگرچه این
مقدار برای افراد با كاهش شنوایی حسی-
عصبی كمتر است) و اگر وسعت باند صدا
افزایش یابد، بلندی نیز افزایش مییابد (
در این باره نیز در مورد كمشنوایهای
حسی- عصبی كمتر است) .
مجزا نمودن فركانس
هنگامیكه
كاهش شنوایی را با تقویت مناسب جبران
مینماییم، ( یعنی زمانیكه اطمینان حاصل
كنید صداها بدون تجاوز ازUCL قابل شنیدن
باشد ) شاید فكر كنید كه فرد مبتلا به
كمشنوایی هم باید قادر به تعامل با صدا
درست مانند فرد با شنوایی طبیعی باشد. اما
همگی میدانیم كه این طور نیست و یكی از
دلایل عمده آن كاهش یافتن توانایی مجزا
نمودن فركانسی در این بیماران است.
فرد با شنوایی نرمال قادر به تشخیص و
تجزیه صداها حتی در شرایط نویزی میباشد.
به علت فیلتر كردن فركانسی بسیار شدید در
حلزون، سیستم شنوایی قادر به سركوب نویز
در فركانسهای دیگر میباشد.
راهی ساده برای نشان دادن این مسئله پوشش
بالا رونده میباشد بدین معنی كه تون خالص
فركانسهای بالا توسط نویز فركانس پایین
پوشش داده میشوند به صورتی كه در ذیل
نشان داده شده است. واضح است كه این پوشش
برای فرد با مشكل شنوایی بسیار بیشتر است.
خصوصا در مورد فركانسهای بالا اما در
مورد فركانسهای نویز نیز مصداق دارد.پوشش
بالا رونده با تكیه بر فركانسهای بالا در
بیشتر سمعكها تاحدی برطرف شده است و بیش
از آن با الگوریتم پردازش سیگنال كه درII
Digifocus استفاده میشود نیز به این امر
كمك شدهاست. اما چیزی كه بنام پوشش مركزی
نامیده میشود (یعنی پوششی كه در باند
فركانسی نویز وجود دارد) توسط سمعك بالا
نمیرود. كاهش همراه با نسبت سیگنال به
نویز dB10-5 میباشد بنابراین فرد مبتلا
به كمشنوایی نیازمند dB10-5 نسبت سیگنال
به نویز بیشتری در مقایسه با فرد نرمال
است.
دو راه برای افزایش نسبت سیگنال به نویز وجود دارد :
-
اگر سمعك میكروفون قابلیت جابجایی دارد و این میكروفون باید نزدیك به منبع صوت مانند: گوینده قرار گیرد، بهبود قابل توجهی در نسبت سیگنال به نویز تاحد dB20 بدست میآید. اتصال بین میكروفون قابل جابجایی و سمعك میتواند با سیم باشد یا بدون سیم ( FM ) .
-
اگر منبع صدا و نویز از هم جداست، نسبت سیگنال به نویز از طریق میكروفون جهتدار میتواند بهبود یابد. سیستم با طراحی بسیار مناسبی باید بهبود dB 5-3 بدهد اما این مسئله بستگی به شرایط اكوستیكی محیط دارد.
مجزا كردن تمپورال
درك صدا به یكباره اتفاق
نمیافتد بلكه زمان كوتاهی میبرد.
زمانیكه صدا حذف میشود نیز دریافت به
یكباره اتفاق نمیافتد. مجزا نمودن
تمپورال توانایی شنیدن اصوات است
هنگامیكه صدا با یك نویز متغیر پوشش داده
میشود.
تاثیر مجزا نمودن تمپورال را میتوان با
شكل زیر نشان داد. آستانه پوشش داده شده
در یك فرد نرمال زمانی حدود ms 100-30
میبرد. در یك فرد با كم شنوایی پوشش زمان
بیشتری طول میكشد.
واضح است كه عدم وجود مجزا نمودن تمپورال
تاثیر بسزایی بر درك گفتار افراد در
محیطهای نویزی متغیر خواهد داشت. با
اینكه فرد نرمال میتواند با محیطهای
نویزی متغیر كنار بیاید، این مسئله برای
یك فرد با مشكل شنوایی میسرنمیباشد. در
عمل، بیشتر اصوات مداخلهگر، متغیرند.
بنابراین فرد با مشكل شنوایی مشكلات
عمدهای در دریافت گفتار در این گونه
محیطها دارد.
مجزا نمودن تمپورال فقط كار دریافت گفتار
در محیطهای نویزی را انجام نمیدهد در
واقع اگراین عمل صورت نگیرد، درك گفتار در
جایی كه نویزی وجود نداشته باشد نیز، مشكل
پیدا می کند. مولفههای گفتاری با شدت
بالا (مانند واكهها) میتوانند مولفههای
گفتاری با شدت پایین ( مانند همخوانها )
را پوشش دهند. این مسئله احتمالا
عمدهترین دلیل متاثر شدن دریافت گفتار در
سكوت خصوصا برای كمشنواییهای شدید/ عمیق
است.. اصطلاح " خود پوششی " برای توضیح
همین موقعیتهاست.
طبقه بندی: دانستنیهای شنوایی شناسی، دانستنیهای سمعک،






